مهرخوبان

یادداشت های فتحی

مهرخوبان

یادداشت های فتحی

مهرخوبان
کانال سروش ما

پربیننده ترین مطالب
  • ۱۴۹۴۱ نمایش
  • ۴۱۲۴ نمایش
  • ۲۴۳۳ نمایش
  • ۱۹۷۷ نمایش
  • ۱۸۹۶ نمایش
  • ۱۸۸۳ نمایش
  • ۲۰۴۲ نمایش
  • ۸ مطلب با موضوع «امام جواد (ع)» ثبت شده است

    زندگی و سیره امام جواد علیه السلام

    سوال - لطفا درباره زندگی و سیره امام جواد علیه السلام به طور مختصر توضیح بفرمایید .

     

    پاسخ - امام نهم شیعیان حضرت جواد علیه السلام در سال 195 ه.ق در مدینه ولادت یافت .
    نامش محمد ومعروف به جواد و تقى است .
    القاب دیگرى مانند : رضى و مقتى نیز داشته , ولى تقى از همه معروفترمیباشد .
    مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این هر دو نام در تاریخ زندگى آن حضرت ثبت است .
    امام محمد تقى علیه السلام هنگام وفات پدر حدود 8 ساله بود .
    پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 ه.ق  مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه علیه السلام انتقال یافت .
    مأ مون خلیفه عباسى که همچون سایر خلفاى بنى عباس
    فتحی

    نگاهی به سیره حضرت جواد الائمه علیه السلام

    امام محمد بن علی علیهما السلام (جواد الائمه) نهمین امام از خاندان اهل بیت علیهم السلام است . القابی که برای آن امام برشمرده اند و هر یک گویای بعدی از شخصیت آسمانی حضرت است، عبارت اند از: «مختار، مرتضی، متوکل، متقی، زکی، تقی، منتجب، مرتضی، قانع، جواد، عالم ربانی، منتجب المرتضی 
    مشهورترین لقب امام، «جواد» است .شیخ صدوق نیز می نویسد: به محمد بن علی الثانی، تقی گفته شد; چون از خدا تقوا پیشه کرد و زمانی که مامون شبانه با حالتی مست وارد شد و او را با شمشیر زد و گمان کرد حضرت را کشته است، خداوند او را نگه داشت .

    کنیه های حضرت نیز عبارت اند از: ابو جعفر ثانی (کنیه جدش امام باقر علیه السلام) و ابوعلی .

    مادر حضرت، سبیکه نوبیه بود. به نقل شیخ مفید فرزندان حضرت جواد «علی الهادی علیه السلام، موسی، فاطمه، امامه » بودند و طبرسی از دختران به «حکیمه، خدیجه، ام کلثوم » اشاره می کند و می گوید: برخی تنها از فاطمه و امامه یاد کرده اند .

    رنج های امام جواد علیه السلام

    امام جواد علیه السلام از همان آغاز امامت با سیل رنجها رویارو بود;

    فتحی

    السلام علیک یا جوادالائمه

    میلاد حضرت امام محمد تقی علیه السلام برهمه دوستداران

    و پیروان اهل بیت علیهم السلام مبارک باد

    جهت مشاهده اشعار ولادت امام جواد (علیه السلام) از اینجا وارد شوید

    فتحی

    ادّعای کودک 25 ماهه

  • ۱۳۷۵ نمایش
  • ادّعائى بزرگ از کودکى 25 ماهه

    طبق آنچه محدّثین و مورّخین ثبت کرده اند:
    حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد علیه السلام موهاى سرش کوتاه و فِر خورده شده و چهره مبارکش نمکین بود، که تقریبا از این جهت مقدارى شبیه افراد سیاه پوست به نظر مى رسید.
    به همین جهت ، اشخاص منافق و فرصت طلب که هر لحظه دنبال سوژه اى هستند تا بتوانند ضربه خویش را وارد سازند.
    لذا در نَسَب حضرت تشکیک به وجود آوردند و گفتند: این فرزند امام علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام نیست .
    به قدرى این شایعه و تهمت در افکار عدّه اى اثر گذاشت که مجبور شدند حضرت جواد علیه السلام را که بیش از حدود 25 ماه از عمر مبارکش ‍ سپرى نگشته بود، بردارند و نزد افراد قیافه شناس و نسب شناس آورند تا موضوع براى همگان روشن و ثابت شود که این کودک از چه خانواده اى است .
    همین که آن کودک معصوم را نزد قیافه شناسان - که در جمع عدّه اى از اشخاص مختلف بودند - بردند، ناگاه همگى آن نسب شناسان از عظمت و هیبت آن کودک به سجده افتادند؛ و چون سر از سجده برداشتند، اظهار داشتند:
    واى بر شماها! این ستاره درخشان و این اختر روشنائى بخش را بر ما عرضه مى دارید؟!
    به خداى بزرگ سوگند، این کودک پاک و منزّه از هر نوع رجس و آلودگى است ، او از خانواده اى پاک و تکامل یافته است ، او در تمام مراحل انتقال در ارحام ، نیز پاک و منزّه قرار گرفته است .
    به خدا سوگند، او از ذرّیّه رسول اللّه صلى الله علیه و آله و از فرزندان امیرالمؤ منین ، علىّ بن ابى طالب علیه السلام مى باشد.
    بروید و به خداوند سبحان پناه ببرید؛ و از چنین افکار و دسیسه هاى نابخردانه ، توبه نمائید و در نسب او هیچ گونه شکّ و تردید نداشته باشید.
    امام محمّد جواد علیه السلام در تمام این حالات و لحظه ها، حمد و ثناى خداوند متعال را بر زبان جارى مى نمود.
    پس از آن که سخن قیافه شناسان پایان یافت ، حضرت لب به سخن گشود و ضمن خطبه اى طولانى - که همه افراد را که از اقشار مختلف بودند، به تعجّب و حیرت وا داشت - اظهار نمود:
    شکر و سپاس خداى را، که ما را از برگزیدگان نور خودش قرار داد؛ و از بین نیکان ، ما را انتخاب نمود؛ و نیز ما را از امانت داران خویش به حساب آورد و حجّت و راهنماى بندگانش قرار داد و... .
    بعد از آن فرمود: اى جمعیّت حاضر! همانا من محمّد جواد، پسر علىّ رضا، فرزند موسى کاظم ، فرزند جعفر صادق ، فرزند محمّد باقر، فرزند علىّ زین العابدین ، فرزند حسین شهید، فرزند امیرالمؤ منین علىّ مرتضى و فاطمه زهراء دختر محمّد مصطفى صلى الله علیه و آله هستم آن گاه افزود: مرا برافراد قیافه شناس عرضه مى دارند؟!
    به خداوند یکتا سوگند، من نسبت به نسب هاى همه مردم از خودشان و از دیگران آشناترم ، من به تمام اسرار درونى و علنى اشخاص کاملاآگاه هستم
    و در ادامه ، بعد از بیان مطالبى بسیار مهمّ، اظهار داشت : چنانچه دولت هاى کفر و افراد دنیاپرست نمى بودند و بر علیه ما و دیگر مؤ منین شورش ‍ نمى کردند، مطالبى را اظهار مى نمودم که تمام اشخاص در حیرت و تعجّب قرار گیرند.
    و سپس دست مبارک خود را بر دهان خویش نهاد و آخرین سخنش چنین بود:
    اى محمّد! خاموش باش همچنان که پدرانت خاموش گشتند و صبر و شکیبائى را پیشه خود قرار بده ؛ و در اظهار حقایق همانند پیامبران اولوالعزم عجله منما، همانا که مخالفین جزاى گفتار و اعمالشان را خواهند دید.

    منبع : askdin.com

    فتحی

    تولد حضرت جواد الائمه علیه السلام مبارک باد

     

    هر که سر خدمت نگار ندارد

    هر چه که هم باشد اعتبار ندارد

    بحث سر دیدن کریمی یار است

    ور نه گدا بودن افتخار ندارد

    وقت کرم دست تو به دست گدا خورد

    بهتر از این لطف روزگار ندارد

    شانه بزن بیشتر به زلف کمندت

    این دل ما ترس تار و مار ندارد

    صبح قیامت اگر تو دلبر مایی

    هیچ کسی با بهشت کار ندارد

    تا که خدا هست و تاکه شاه و گدا هست

    شاه اگر یار ماست روزی ما هست

     

    لطف تو باشد اگر، حساب کدام است؟!

    مهر تو باشد اگر، عذاب کدام است؟!

    علت خلقت تویی در عشق و گر نه

    جبر کدام است و انتخاب کدام است؟!

    چله ای باید گرفت تا که بفهمیم

    سرکه کدام است یا شراب کدام است؟!

    این پدر پیر تو چگونه بخوابد

    پهلوی گهواره ی تو، خواب کدام است؟!

    روی تو و روی او... چگونه بفهمیم

    در وسط این دو، آفتاب کدام است؟!

    هیچ کسی مثل تو وجود ندارد

    مثل تو و سفره ی تو جود ندارد

     

    باز بینداز سمت ما نظرت را

    نوکر دربار کن غلام درت را

    جای تو عرش است و خاک قابل تو نیست

    این طرفی کرده ای چرا گذرت را؟!

    بعد چهل سال گریه کردن و هجران

    این همه خوشحال کرده ای پدرت را!

    بعد چهل سال، عاقبت شده وقتش

    تا بگذارد به روی سینه سرت را

    وای اگر وا شود ز چهره نقابت

    پر کنی از کشته کشته دور و برت را

    شهر پر است از حسود، حرز بینداز

    یا که عوض کن مسیر رهگذرت را

    در همه مولودهای قوم پیمبر

    هیچ کسی نیست از تو با برکت تر

     

    لطف تو را از ازل زیاد نوشتند

    آینه ات را خدا نژاد نوشتند

    خاک سر راه تو بهانه ی خلق است

    خاک مرا از همین بلاد نوشتند

    ایل و تبار مرا مرید نوشتند

    ایل و تبار تو را مُراد نوشتند

    هر چه خدا جود داشت داد به دستت

    نام تو را این چنین، جواد نوشتند

    یا کرم و یا جواد عبد تو هستم

    حضرت باب الجواد عبد تو هستم

     

    هفت زمین در خور کبوتر تو نیست

    غیر بلندای عرش بستر تو نیست

    خواست پدر بوسه اش برای تو باشد

    خوب شد این که کسی برادر تو نیست

    گر چه علی اکبرِ امامِ رضایی

    زخم ولی بر ضریح پیکر تو نیست

    این شب جمعه بده جواب همه را

    آب مگر مهریه ی مادر تو نیست

    از چه علی اصغر از فرات ننوشید

    از چه از آن مایه ی حیات ننوشید

    علی اکبر لطیفیان

    فتحی

    میلاد حضرت امام محمد تقی ( امام جواد علیه السلام )
    بر شما و همه پیروان آن بزرگوار مبارک باد


    سخنی از امام جواد علیه السلام:

    از جمله موانعى که انسان را از راه کمال باز مى‌دارد، تنبلى، تن‌پرورى، بى‌اعتنایى به کار و بى‌شوقى نسبت به حرکت است. شما در دعاى شب اول ماه رمضان مى‌خوانید: «اللهم اجعلنا ممن نوى فعمل و لا تجعلنا ممن شقى فکسل و لا ممن هو على غیر عمل یتکل.(1)

    ببینید چه عبارتهاى پر مغز و چه درسى در پوشش دعاست! دعا کننده از این‌که جزو کسانى باشد که دچار کسالت و بى‌عملى هستند، به خدا پناه مى‌برد. نمى‌خواهد از جمله کسانى باشد که مى‌خواهند، اما عمل نمى‌کنند و انتظار دارند بدون کار کردن نتیجه بگیرند و بدون کشتن بدروند. «و لا تجعلنا ممن شقى فکسل و لا ممن هو على غیر عمل یتکل.» مى‌گوید: خداوندا! مرا جزو کسانى که فقط به آرزو تکیه مى‌کنند و به عمل و تلاش نمى‌پردازند، قرار مده.  

    امام خامنه ای تاریخ 15/1/1371 

      امام جواد (ع)

    مانع راه کمال انسان 

    1-  صلى أبو جعفر محمد بن علی الرضا ع صلاة المغرب فی لیلة رأى فیها هلال شهر رمضان فلما فرغ من الصلاة و نوى الصیام رفع یدیه فقال‏:
    اللهم یا من یملک التدبیر و هو على کل شی‏ء قدیر یا من یعلم خائنة الأعین و
    ما تخفی الصدور و تجن الضمیر و هو اللطیف الخبیر اللهم اجعلنا ممن نوى فعمل و لا تجعلنا ممن شقی فکسل و لا ممن هو على غیر عمل یتکل اللهم صحح أبداننا من العلل و أعنا على ما افترضت علینا من العمل حتى ینقضی عنا شهرک هذا و قد أدینا مفروضک فیه علینا

    حضرت جواد(علیه السلام) به خداوند عرض می کند:

    خدایا ای کسی که مالک تدبیری و بر هر چیزی توانایی ای کسی که خیانت دیده ها و هر آنچه سینه ها پنهان می کنند و درون می پوشاند را می دانی و اوست نکته سنج دانا خدایا ما را از کسانی قرار ده که نیت می کند و عمل می نماید و ما را کسانی که بدبخت شد و تنبلی کرد قرار نده و نیز از کسانی که عمل نکرده تکیه می کنند خدایا بدن هایمان را از بیماری ها سلامت بدار و ما را به آنچه بر ما از عمل واجب نمودی یاری کن تا اینکه این ماه تو پایان پذیرد و ما هم اعمالی که بر ما واجب گرداندی انجام داده باشیم.

    (الإقبال الاعمال،سید ابن طاووس ص22؛مستدرک الوسایل،نوری،ج7،ص444؛ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی ، (در اعمال مخصوص شب و روز ماه رمضان)

    فتحی

     تولد حضرت جواد الائمه علیه السلام را به همه دوست داران امامت و ولایت 
    خصوصا حضرت امام زمان علیه السلام و رهبر عزیزمان تبریک می گویم

     مناظره علمی امام جواد علیه السلام با یحیی بن اکثم
     امام جواد (علیه السلام) اولین امام بودند که در سن کودکی به این مقام رسیدند و از طرفی دردوره مامون یکی از ترفندها این بود که در بین مردم شایع کنند (امام توان پاسخ گویی به مشکلات علمی را ندارند.)
     در زمان امام رضا (علیه السلام) بار ها مناظره علمی بین برجستگان مورد تایید خلافت و امام (علیه السلام) برگزار کردند و هر بار شکست خوردند.
     اکنون در دوران امام جواد (علیه السلام) که ایشان در سن هشت سالگی به امامت رسیدند، بهانه دیگری پیدا کردند، و آن اینکه او کودک است و توان مقابله علمی با بزرگان اهل سنت را ندارد. برای همین با طراحی و برنامه ریزی مامون و طرفدارانش مجلس مناظره برگزارشد.
    یحیی بن اکثم بزرگترین قاضی آن روزگار برای مناظره حضور داشت. امام جواد (علیه السلام) نیز وارد مجلس شد و در جایگاه مخصوصی نشست. گروه‌های مختلف مردم نیز در مجلس حضور داشتند.
    یحیی بن اکثم پرسید: آیا امیر المؤمنین (مأمون) اجازه می‌دهد که از ابو جعفر)امام جواد علیه السلام) سوالی بکنم؟
    مامون گفت از خود آن جناب  اجازه بگیرید.
    یحیی از امام پرسید: به من اجازه سئوال می‌دهید؟
    امام جواد (علیه السلام)  فرمود: بپرس.
    یحیی پرسید: حکم شخص مُحرمی که حیوانی را صید کرده و کشته چیست؟
    امام جواد (علیه السلام)  بلافاصله فرمود: این مسئله چندین شاخه دارد و هرکدام جواب خاص داردبمن بگویید
    1- این صید را در منطقه حَرَم کشته است یا در خارج از حرم؟
    2- حکم کشتن صید را می‌دانسته یا نمی‌دانسته؟
    3- عمداً کشته یا غیر عمد؟
    4- شخص محرم، آزاد بوده یا بنده؟
    5- کودک بوده یا بزرگسال؟
    6- بار اولش بوده یا سابقه داشته؟
    7- حیوان کشته شده، پرنده بوده یا غیر پرنده؟
    8- کوچک بوده یا بزرگ؟
    9- آیا شخص محرم به کارش اصرار دارد یا پشیمان شده؟
    10- صیدش را در شب کشته یا در روز؟
    11- آیا شخص، در احرام عمره بوده یا در احرام حج؟

    یحیی بن اکثم که از این همه تقسیم‌بندی جا خورده بود، عجز و درماندگی در صورتش پیدا شد و زبانش به لکنت افتاد. همه‌ی حضار متوجه درماندگی‌اش شدند و مجلس به پایان رسید. وقتی فقط عده‌ی کمی از خواص ماندند، مامون از امام جواد (علیه السلام)  پاسخ قسمت‌های مختلف پرسش‌ها خواست. و امام (علیه السلام) جواب دادند. و این بار هم توطئه علیه امامت شیعه شکست خورد.

    فتحی

    دریای علم وپاکی در کودکی

    مبنای اعتقادی:
    1-   امامت چون یک منزلت الهی است ، پس همچون نبوت توسط خداوند تعیین می شود
    2-
        امامت چون منصبی الهی است ، علم امام ازجانب خدا به او اعطا می شود
    3-
         امامت چون با تایید و تعیین خداوندی است ، پس مقید به سن خاصی نیست

    پیشوای نه ساله :
    امام جواد (علیه السلام ) در هنگام شهادت پدر بزرگوارش امام رضا  (علیه السلام ) نه سال داشت و شیعیان از کوچکی سن او نگرانی و تامل داشتند . علما و بزرگان شیعه پس از انجام اعمال حج به خدمت آن حضرت رسیدند و در این دیدار از کرامات و علوم سرشار و کمالاتی که از آن بزرگوار دیدند ، اقرار به امامت ایشان نمودند و زنگ شبهه و تردید از دلها زدوده شد .
    طبق روایات وارده توسط مخالفین نیز  درچندین مجلس متوالی هزاران مسئله از مسائل مشکل و غامض از آن دریای علوم و فضائل سئوال کردند و در تمام موارد جواب کامل شنیدند .

    جوان ترین امام شهید :
    امام محمد تقی الجواد  (علیه السلام ) بنا بر تحمیل مامون با ام الفضل دختر او ازدواج کرد . ام الفضل نازا بود و امام  (علیه السلام ) با زنی پاک به نام سمانه ازدواج کرد که امام دهم  (علیه السلام ) از ایشان به دنیا آمد .
    ام الفضل کینه امام را به دل گرفت . مرتب جاسوسی می کرد و خبر های خانه امام را برای مامون و بعد از او برای معتصم می برد . عمویش معتصم عباسی نتوانست وجود امام  (علیه السلام ) را تحمل کند و سر انجام توطئه قتل امام جواد  (علیه السلام ) به دست ام الفضل عملی شد .  او زهری در انگور قرار داد و حضرت جواد  (علیه السلام ) را  مسموم و شهید نمود .
    وقتی امام  (علیه السلام ) در بستر شهادت افتاد آن زن پشیمان شد و گریه می کرد . امام جواد  (علیه السلام ) به او فر مود : (( چرا گریه می کنی ؟ گریه تو سودی ندارد . سوگند به خدا به زودی به فقر و دردی گرفتار می شوی که نه در مان دارد و نه نجات می یابی ))

    مدتی پس از شهادت امام  (علیه السلام ) ام الفضل بیمار شد و هرچه دارایی داشت برای درمان صرف کرد ولی بهبودی نیافت و با وضع بدی از دنیا رفت .

    علم بی کران امامت :
      
    یحیی ابن اکثم قاضی بغداد بود ، او را انتخاب کردند تا در مجلسی با حضور مامون و عده ای دیگر با امام جواد  (علیه السلام ) که در سن کودکی بود، مباحثه علمی نموده و او را نزد همه شکست دهد . یحیی سئوال کرد :
    -       
    چه می فرمایی در مورد کسی که در حال احرام صیدی را کشته است ؟
    امام  (علیه السلام ) برای اینکه نشان
    دهد این مسئله شاخه های زیادی دارد و هر شاخه و فرع آن جواب خاص خود را دارد فرمود : به من بگویید که
     
    1- آن شخص در محل حرم صید را کشته  یا در غیر حرم ؟

    2-    به مسئله علم داشته ویا جاهل بوده ؟
    3-
        از روی عمد کشته یا از خطا و غیر عمد ؟
    4-
       آن فرد بنده بوده یا آزاد بوده ؟
    5-
       صغیر بوده یا کبیر بوده ؟
    6-
        این اولین صید او بوده یا قبلا هم صید کرده ؟
    7-
         آن فرد بر کار خود اصرار دارد یا پشیمان شده ؟
    8-
        در شب صید نموده یا در روز ؟
    9-
        در احرام عمره بوده یا در احرام حج ؟
    10-
      صید او از پرندگان بوده یا از غیر پرنده؟
    11-
    آن حیوان صغیر بوده یا کبیر بوده ؟

    یحیی با شنیدن این همه فروعات و شاخه های مسئله حیران شد و هوش از سرش رفت و عجز و درماندگی از چهره اش پیدا شد ، زبانش در لکنت افتاد و در اینجا مامون به حاضران گفت حالا دانستید با چه کسی طرف هستید ؟

    چند سخن گهر بار از امام تقی علیه السلام

    1-    لا تکن ولی الله فی العلانیه و عدوا  له فی السر = در ظاهر دوست خدا و در باطن دشمن خدا نباش
    2-    ایاک والمصاحبه الشریر ، فانه کالسیف المسلول ، یحسن منظره و یقبح آثاره = بپرهیز از رفاقت با آدم بد ، زیرا که مثل شمشیر کشده است . ظاهرش زیباست ولی اثرش زشت است .
    3-  کفی بالمرء خیانه ان یکون امینا للخونه = در خیانتکاری انسان همین بس که برای خائنان مورد اطمینان باشد
    4-  الموءمن یحتاج الی ثلاث خصال : توفیق من الله ، و واعظ من نفسه ، و قبول ممن ینصححه = موءمن به سه خصلت نیاز دارد : توفیق از طرف خداوند ، و واعظ و پند دهنده ای ازدرون خودش ، و قبول از کسی که او را نصیحت می کند.
    5-  من اطاع هواه ، اعطی عدوه مناه = هرکس خواسته دل خود و هوای نفسش را اطاعت کند آرزوی دشمن خود را برآورده کرده

    فتحی