مهر خوبان

یادداشت های فتحی

مهر خوبان

یادداشت های فتحی

مهر خوبان
کانال این وبلاگ

پربیننده ترین مطالب
  • ۱۵۴۴۰ نمایش
  • ۱۶۸۲۰ نمایش
  • ۱۴۶۸۰ نمایش
  • ۳۶۴۷ نمایش
  • ۲۲۵۵ نمایش
  • ۱۷۵۰ نمایش
  • ۱۶۳۴ نمایش
  • ۱۶۹۹ نمایش
  • ۱۳۹۴ نمایش
  • آخرین نظرات
    ۲۸ شهریور ۹۵

    عید سعید غدیر مبارکباد

  • ۸۵۶ نمایش

  • اشعار عید ولایت و اخوت

    *********************

    درظهر غدیر تا که موسای نبی
    بوسه به رخ منور هارون زد
    چشمان حسودان و بخیلان عرب
    از شدت غم ، از حدقه بیرون زد
    **
    از مشرق دستهای پر مهر نبی
    خورشید ولایت و امامت تابید
    با شوق ملائک همه فریاد زدند:
     تا کور شود هر آنکه نتواند دید
    **
    فرمود نبی به امر معبود وَدود
    بر امت من علی امام است امام
    این مژده ی من به شیعیانش، دوزخ
    بر شیعه ی مرتضی حرام است حرام
    **
    گُل کرد سپیده ی تبسم به لبش
    تا آیه ی «اکملتُ لکُم» نازل شد
    فرمود: خوشا به حالتان ای مردم
    با حُب علی دین شما کامل شد
    **
    فرمود خدا ولایت حیدر را
    بر آدم و نسل بعد او واجب کرد
    در روز ازل کلید فردوسش را
    تقدیم ِ علی بن ابیطالب کرد
    **
    فرمود: برادرم علی مَحرم ماست
    از عالم غیب مثل من آگاه است
    قرآن چقدر مدح و ثنایش را گفت
    او نقطه ی زیر باء بسم الله است
    **
    فرمود که یادگار من بین شما
    تا روز حساب، عترت و قرآن است
    باید که به هر دوشان تمسک جویید
    این راه نجات اصلی انسان است
    **
    ذکر صلوات عرشیان می آمد
    تا رفت به سوی آسمان دست ِ علی
    از عرش بلند و یک صدا می گفتند:
    اَلحَق که امیرمومنان است علی
    **
    جبریل به خدمت علی آمد و گفت
    تبریک؛ که این مقام زیبنده ی توست
    ای حضرت بوتراب درهر دو جهان
    هارونی ِ این قوم برازنده ی توست
    **
    جبریل به جانشین پیغمبر گفت
    ای مظهر افتادگی و آقایی
    مردم اگر امروز امامت خوانند
    عمریست امام عالم بالایی
    **
    این قوم تو را هنوز نشناخته اند
    ای مرد غیور صاحب تیغ دو سر
    از خانه نشینی شما می ترسم
    لعنت به سقیفه و ابوبکر و عمر
    **
    از فتنه ی بین کوچه ها می ترسم
    از سیلی و بغض یک پسر می ترسم
    دلواپس غربت تو هستم آقا
    از آتش و میخ پشت ِ در می ترسم
    **
    با دیدن این برکه و گودال غدیر
    یکباره به یاد کربلا افتادم
    در گودی قتلگاه خود را دیدم
    بر پای حسین سر جدا افتادم

    وحید قاسمی

    ******************
    باید به همان سال دهم برگردیم
    با بیعت در غدیر خم برگردیم
    تا سوز عطش نکشته ما را باید
    تا برکه ی اکملت لکم برگردیم
    **
    هرجا که غدیر رفته باران رفته
    جنگل به کویر و کوهساران رفته
    هر جا که امام هست در مکتب او
    حیوان هم اگر آمده انسان رفته
    **
    این بغض هنوز سر به شورش دارد
    این چشم هزار چشمه جوشش دارد
    این زخم هزارو چارصد ساله ما
    اندازه زخم تازه سوزش دارد
    **
    بر جای بماند از تو یک رد کافیست
    از عشق نشانه ای در این حد کافیست
    درک تو فقط حد رسول الله است
    یک شیعه اگر تو را بفهمد کافیست
    **
    دور و بر نور را که خلوت دیدند
    انکار تو را چقدر راحت دیدند
    این کوردلان تو را ندیدند اگر
    یک عمر فقط از تو کرامت دیدند
    **
    از تو اثری شگرف مخفی مانده
    آئین تو پشت حرف مخفی مانده
    برگرد به تیغ حنجرم را بتکان
    آهنگ تو زیر برف مخفی مانده
    **
    چشمی که به یک اشاره برمیخیزد
    با دیدن یک ستاره برمیخیزد
    شب را به نگاه خیره سنجاق نکن
    خورشید تو هم دوباره برمیخیزد
    **
    توصیف تو حال دیگری میخواهد
    نیروی خیال دیگری میخواهد
    محدوده واژه ها برایت تنگ است
    این شعر مجال دیگری میخواهد

    هادی جانفدا
    ******************
    آیینه از نگاه تو مبهوت می شود
    حیـرت، شـهید تیـغ دو ابروت می شود

    محراب چشم تو همه را سر به راه کرد
    شد سر به راه، هر که به چشمت نگاه کرد

    در سایـه ات هر آنکه نشست آفتاب شد
    حاتم گدای تو شد عالیجناب شد

    دنیا به زیر سایه ی دستـت پنـاه برد
    هر کس که ماند زیر همین بارگاه، بُرد

    دست کسی به پای مقامت نمی رسد
    سیمرغ هم به قاف قیامت نمی رسد

    هرجا حدیـث حسن تو تکرار می شود
    دل بیشتر اسیر تو دلدار می شود

    روزی هزار مرتبه شکر خدا کند
    هر کس به درد عشق گرفتار می شود

    حجی به سر نیـامده حجی شروع شد
    پیش از غروب، تازه زمان طلوع شد

    گرد علی به امر نبی جمع می شدند
    پروانـه وار مُحرم این شمع می شدند

    دست نبی و دست علی تا که پا گرفت
    یک خطبه روی دست همه خطبه ها گرفت

    فریاد زد که می رسد آیا صدای من
    یا گوش می دهید به امر خدای من

    پوشیده نیست معنی اکملت دینکم
    حُبّ علیست معنی اکملت دینکم

    مردم به آن خدا که مرا آفریده است
    دنیا به خود شبیه علی را ندیده است

    ایـن مرد بوده یار من و بی کـسی من
    هـمراه و همنشین و همیشه وصی من

    آرامش من و دل آشفته ی من اســت
    هر گفته ی علی به خدا گفته ی من است

    هر دل که داشت مهر علی را فقیر نیست
    غیر از علی کسی به دو عالم امیر نیست

    من ضامنم کسی کـه به او اقتـدا کند
    زهرا براش بین نمازش دعا کند

    صابر خراسانی

    ***********************
    چه صدایی ست که احساس مرا می خواند
    مثل آوازحرا سمت خدا می خواند

    چه شگفت است که باران صدا می بارد
    واژه در واژه غزل های رها می بارد

    واژه هاطعم اهورایی کوثردارد
    وحی می بارد وحس خوش باوردارد

    باوراین است که تا قافله ها برگردند
    واجب اینجاست همه نافله ها برگردند

    شد مقدر که رسالت به ولایت برسد
    دین شکوفا به درختی که نهایت برسد

    دین شکوفا برسد آینه لبریز شود
    عشق در ذوق غدیر عاطفه انگیزشود

    دستی ازسلسله ی نور به بالا برسد
    اوج من کنت به سرشانه ی مولا برسد

    هرکه مولای من اویم…و محمد می گفت
    نور از نور هرآیینه مجدد می گفت

    پیش از این گفت نه یک بار ولی نشنیدند
    هر چه با صوت رسا گفت علی، نشنیدند

    ولی امروز غدیر است و شنیدن جاریست
    همه جا زمزمه ی روشن دیدن جاریست

    و شنیدیم نبی گفت علی تان مولاست
    و پس از این نفس سبز ولی تان مولاست

    یازده مرتبه این نور سفر خواهد کرد
    نسل ها را نفسی تازه خبر خواهد کرد

    که غدیر آمد تا جاری کوثر باشد
    چهارده آینه گسترده ی باور باشد

    باور این است که هر لحظه ولایت با ماست
    از غدیری که نفس های هدایت با ماست

    باز ای همنفسان حس شکوفا دارم
    بویی از پیرهن یوسف زهرا دارم

    ناگهان می رسد آن ماه که هستی با اوست
    خم سربسته ی راز است که مستی با اوست

    مست مهدی شده ام ساز سکوتی بزنید
    در غدیری که شکوفاست قنوتی بزنید

    خلیل عمرانی
    **********************
    چو شهر علم نبی گشت در علی بشود
    بدا به حال هرآن کس که بر علی بشود

    غدیر صحنه ی اوج ولایت است ببین
    پیمبر آمده از هر نظر علی بشود

    خدا شود به خداونداگر که یک پله
    از این که هست علی بیشتر علی بشود

    چه محشری شده برپا به روی بار شتر
    حساب کن که نبی ضرب در علی بشود

    در این معادله اصلا درست هم این است
    خبر رسان که نبی شد خبر علی بشود

    نه اینکه نام علی حافظ ابوالبشر است
    قرار بود دعای سفر علی بشود

    تبر به دست اگر بت شکن شد ابراهیم
    نبی ست بت شکن اما تبر علی بشود

    چه در غدیر چه در خیبر و چه در محشر
    فرار هست فقط یک نفر علی بشود

    به غیر فاطمه آن هم نه درتمام جهات
    نمی شود که کسی این قدر علی بشود

    فقط برای حسین است این فضلیت که
    پدر علی و هرآنچه پسر علی بشود

    نه هر جدال که در اوج جنگ کرب و بلا
    حسین تر شود عباس تر:علی بشود

    چه در زمان نبی و چه در دل محراب
    همیشه باعث شق القمر علی بشود

    مهدی رحیمی
    ********************
    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۸
    فتحی

    عید غدیر

    نظرات  (۱)

    سلام علیکم
    بسیار عالی بود
    لذت بردیم
    این عید بزرگ بر شما هم مبارک باد

    چه در زمان نبی و چه در دل محراب
    همیشه باعث شق القمر علی بشود

    خیلی زیبا بود

    بنده هم با مطالب مهدوی در خدمتم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی