مهر خوبان

یادداشت های فتحی

مهر خوبان

یادداشت های فتحی

مهر خوبان
کانال این وبلاگ

پربیننده ترین مطالب
  • ۳۲۱۱۴ نمایش
  • ۱۵۵۶۳ نمایش
  • ۱۴۷۸۶ نمایش
  • ۳۸۰۵ نمایش
  • ۲۳۲۲ نمایش
  • ۱۸۳۵ نمایش
  • ۱۷۳۹ نمایش
  • ۱۷۸۱ نمایش
  • ۱۴۷۰ نمایش
  • آخرین نظرات
    ۳ خرداد ۹۷

    عشق حضرت خدیجه(س) به پیامبراکرم

  • ۱۲۸ نمایش
  • عشق حضرت خدیجه(س) به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله

     

    سلام
    آیا خدیجه عاشق نجابت و پاکی پیامیر (ص) نشد !!ان زمانی که پیامبر را محمد امین می خواندند !
    ایا عشق در اسلام حرام است ؟ ایا عشقی که از روی منطق باشد گفتن ان گناه است ؟

    پاسخ:
    پرسشگر گرامی با عرض سلام و سپاس به خاطر ارتباطتان با این مرکز
    حضرت خدیجه (س) عاشق معنویت و فضایل رسول خدا (ص) بود ، از این رو با وی ازدواج نمود، همان گونه که رسول خدا نیز به خاطر کمال و فضایل حضرت خدیجه با وی ازدواج می نماید. جایگاه معنوی و امانت و صداقت رسول خدا (ص) سبب شد که خدیجه به حضرت علاقه مندگردید. خطبه ‏ای که ابوطالب در مراسم عقد پیامبر(ص) با خدیجه ایراد کرد، به خوبی نشانگر جایگاه و عظمت حضرت است. او در این خطبه برادر زاده خود را چنین معرفی می‏کند:
    «... ثم ان ابن اخی هذا (یعنی رسول‏اللّه) ممن لایوزن برجل من قریش اِلاَّ رجّح به ولایقاس به رجل اِلاَّ عَظُم عنه و لا عِدل له فی الخلق.... ؛(1) برادرزاده‏ ام (رسول‌خدا) از همه مردان قریش برتر است . هر کس با او مقایسه شود، در مقایسه کم می‏آورد . همانندی در میان مردمان ندارد.
    هنگامی که عده‌‏ای سخن خدیجه(س) را - که مهریه را در مال خود قرار داده بود - به سخریه گرفته و با تعجب گفتند: چگونه زنان مهریه را متعهد می‏شوند؟ ابوطالب غضبناک شده و گفت: اگر مردی همانند برادر زاده‌‏ام باشد، او را با بیش ترین مهر خواستار می‏شوند؛ اما اگر مردی همانند یکی از شما باشد، طبیعی است که باید برای ازدواج مهر سنگینی پرداخت کند .(2)
    البته مردان مادى که همه چیز را از دریچه مادیگرى مى‏‌نگرند، پیش خود تصور مى‏‌کنند که چون خدیجه ثروت‏مند و تجارت پیشه بود، براى امور تجارتى خود، بیش از هر چیز به یک مرد امین نیازمند بود. از این لحاظ، با محمد (ص) ازدواج نمود . محمد نیز از وضع زندگى آبرومندانه او آگاه بود، با این‏که توافق سنى نداشتند، تقاضاى او را پذیرفت. ولى آن‏چه تاریخ نشان مى‌‏دهد، این است که محرّک خدیجه براى ازدواج با امین‏ قریش، جهات معنوى بود، نه جنبه‌‏هاى مادى. در این‌جا به شواهدى اشاره مى‏‌کنیم:
    1. هنگامى که از «میسره» سرگذشت سفر جوان قریش را مى‌‏پرسد، او کرامت‏هایى را که در طول سفر از حضرت دیده و آن‏چه را از راهب شام شنیده بود، براى او نقل مى‏‌کند. «خدیجه» شوق مفرطى که سرچشمه آن علاقه به معنویت محمّد (ص) بود، در خود احساس مى‏‌کند و بى‏‌اختیار به او مى‌‏گوید: میسره! کافى است، علاقه مرا به محمد دو چندان کردى. برو، تو و همسرت را آزاد کردم و دویست درهم، دو اسب و لباس گرانبهایى در اختیارت مى‏‌گذارم.
    سپس آن‏چه را از «میسره» شنیده ، براى «ورقة بن نوفل» که داناى عرب بود، نقل مى‏‌کند. او مى‏‌گوید: صاحب این کرامات پیامبر عربى است.
    2. روزى «خدیجه» در خانه خود نشسته و دور او را کنیزان و غلامان گرفته بودند.
    یکى از دانشمندان «یهود» نیز در آن محفل بود. اتفاقا «جوان قریش» از کنار منزل آن‏ها گذشت . چشم دانشمند یهود به پیامبر افتاد. فورا از خدیجه درخواست کرد که از «محمد» تقاضا کند از مقصد خود منصرف شود و چند دقیقه در این مجلس شرکت نماید. رسول گرامى (ص) تقاضاى داناى یهود را- که مبنى بر نشان دادن علایم نبوت در بدن او بود- پذیرفت. در این هنگام، خدیجه رو به دانشمند یهودى کرد و گفت: هرگاه عموهاى او از تفتیش و کنج‏کاوى تو آگاه گردند، عکس العمل بدى نشان مى‏دهند، زیرا آنان از توجه گروه یهود به برادر زاده خود هراسانند. در این موقع، داناى یهود گفت: مگر مى‌‏شود به محمد کسى صدمه‏‌اى برساند؛ در صورتى که دست تقدیر، او را براى ختم نبوّت و ارشاد مردم پرورش داده است؟ خدیجه گفت: از کجا مى‏‌گویى که او حایز چنین مقامى مى‏‌شود؟ وى گفت: علایم پیامبر آخر الزمان را در تورات خوانده‏‌ام و از نشانه‌‏هاى او این است که پدر و مادر او مى‌‏میرند و جد و عموى وى از او حمایت مى‏‌کنند و از قریش همسرى انتخاب مى‏‌نماید که سرور زنان قریش است.
    سپس اشاره به خدیجه نمود و گفت: خوشا به حال کسى که افتخار همسرى او را به دست آورد.
    3. ورقه (عموى خدیجه) از دانایان عرب بود و اطلاعات فراوانى درباره کتاب‏هاى عهدین داشت و مکرر مى‏‌گفت: مردى از میان قریش از طرف خدا براى هدایت مردم برانگیخته مى‏‌شود . یکى از ثروت‏مندترین زنان قریش را مى‏‌گیرد . چون خدیجه ثروت‏مندترین زنان قریش بود، از این لحاظ گاه و بیگاه به خدیجه مى‏‌گفت: روزى فرا مى‌‏رسد که با شریف‏ترین مرد روى زمین وصلت مى‏‌کنى.
    4. خدیجه، شبى در خواب دید: خورشید، بالاى مکّه چرخ خورد و کم کم پایین آمد و در خانه او فرود آمد. خواب خود را براى ورقه نقل کرد. وى چنین تعبیر نمود:با مرد بزرگى ازدواج خواهى نمود که شهرت او عالم‏گیر خواهد شد.
    این‏ها جریان‏هایى است که بعضى از مورخان (2) نقل کرده‏‌اند و در بسیارى از کتاب‏هاى تاریخى ثبت شده است. مجموع این‏ها، علل تمایل خدیجه را آفتابى مى‏‌کند که بیش تر مولود ایمان و اعتقاد او به معنویت جوان قریش بود. (3)

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    پی نوشت ها :
    1. بحارالانوار، ج 16، ص 14.
    2. همان.
    3.جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت، ج1ٌ ، ص 195-196 ؛ سیره این هشام ، ج ،ص204 ،بحار الانوار، ج16، ص 19و ج6، ص104

    ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

    پرسش۲: آیا عشق در اسلام حرام است ؟ آیا عشقی که از روی منطق باشد گفتن آن گناه است ؟
    پاسخ:

    عشق ( محبت افراطی) در قرآن نیامده و در آن راجع به محبت آیات زیادی داریم،اما عشق به معنای محبت افراطی در اسلام مطرح شده و باید در دو بخش راجع به آن صحبت کنم:
    1-عشق به خداوند و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام و عشق به عبادت و اطاعت. این نوع عشق در روایات پسندیده شمرده شده است و از آن به عشق حقیقی یاد می شود: پیامبر صلى الله علیه و آله : خداوند مى فرماید: هرگاه اشتغالِ به من بر جان بنده غالب آید، خواهش و لذّت او را در یاد خودم قرار دهم . چون خواهش و لذّتش را در یاد خودم قرار دهم، عاشق من گردد . من نیز عاشق او. و چون عاشق یکدیگر شدیم ،پرده میان خود و او را بالا زنم و آن [مشاهده جلال و جمال خود ]را بر جان او مسلّط گردانم، به طورى که وقتى مردم دچار سهو و اشتباه مى شوند، او دستخوش سهو نمى شود.(1)
    در حدیث دیگری پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ ؛ با فضیلت ترین مردم کسی است که به عبادت خدا عشق بورزد(2).پس اگر انسان عاشق این امور شود ، بسیار خوب و پسندیده است.
    2-نوع دوم عشق ،عشق انسان ها به یکدیگر است، یعنی عشق مرد به زن و عشق زن به مرد . اگر این عشق از راه شرعی باشد، یعنی بعد از این که با هم محرم شدند، عاشق هم شوند، نه تنها اشکالی ندارد ،بلکه بسیار خوب است . سبب تحکیم پایه های زندگی می شود. اگر عشق از راه غیر شرعی پیدا شود ، مثل اینکه وقتی با هم نامحرم هستند، عاشق هم شوند یا عشق به همجنس باشد، از نظر اسلام مردود و مذموم است ، چون غالبا این نوع عشق به وسیله نگاه حرام و سخنان حرام شروع می شود و ادامه می یابد و امکان رسیدن به حرام های دیگر نیز وجود دارد . ممکن است باعث شود در بین دو راهی ایستادن پای دین و اخلاق و انسانیت یا بی اعتنایی به آن ها به خاطر معشوق، دومی را انتخاب کند ، همان طوری که امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: َ
    مَنْ عَشِقَ شَیْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صَحِیحَةٍ وَ یَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَةٍ قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَ أَمَاتَتِ الدُّنْیَا قَلْبَهُ؛
    هرکه شیفته چیزى شود ،دیده اش را کور و دلش را بیمار گرداند؛ چنین کسى با دیده اى ناسالم مى نگرد . با گوشى ناشنوا مى شنود؛ شهوت ها خرد او را از هم گسیخته و دنیا دلش را میرانده است(3).
    کسی که مبتلا به عشق بد و مذموم شده، بر سر دو راهی است و دو نوع عاقبت برای او متصور است:
    1-عشقش را مخفی و مواظبت می کند تا به خاطر عشقش دچار گناهان بزرگ تر نشود. چنین فردی عاقبت به خیر می شود، همان طوری که در حدیث وارد شده: هر که عاشق شود و عشق خود را بپوشاند و پاکدامنى ورزد و صبورى کند، وقتی بمیرد ، شهید از دنیا رفته و داخل بهشت خدا می شود(4).
    2- دنبال عشقش برود و برای رسیدن به آن دست به هر گناهی بزند که عاقبت او خطرناک است ، همان طوری که ابن ملجم مرادی لعنةالله علیه عاشق دختری به نام قطام شد . چون قطام یکی از موارد مهریه اش کشتن امیرالمومنین بود ، آن بدبخت مرتکب قتل آن بزرگوار شد و حضرت را به شهادت رساند!(5)
    اما منظور شما از عشق از روی منطق فکر می کنیم که علاقه به فرد خاصی است . بهترین راه این است که از طریق رسمی وارد شوید . در خواستگاری حرف های تان را به ایشان بگویید و از آفات و خطرات رابطه مستقیم و یا پنهانی کم کنید.

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پی نوشت ها:
    1. محمدی ری شهری ،میزان الحکمة، دارالحدیث ،تحقیق دارالحدیث ،چاپ اول ،جلد3،صفحه 1988،حدیث 13153.
    2. ثقة الاسلام کلینى، الکافی ، دار الکتب الإسلامیة تهران، چاپ1365 هجرى شمسی، جلد 2 ، صفحه 83.
    3. نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم ،خطبه109 ،صفحه 160.
    4. ابن ابى الحدید معتزلى، شرح نهج البلاغة؛ انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى قم، 1404 هجرى قمرى ،جلد 20 ، صفحه 233.
    5. على بن عیسى إربلى، کشف الغمة، چاپ مکتبة بنى هاشمى تبریز، 1381 هجرى قمری، جلد 1 ،صفحه 435.

     

    منبع – مرکز پاسخگویی به سوالات دینی

    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۳
    فتحی

    نظرات  (۱)

    ۰۳ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۵۷ درخت بهشتی
    سلام 
    ممنون پاسخ این سوال برایم جالب بود 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی