مهر خوبان

یادداشت های فتحی

مهر خوبان

یادداشت های فتحی

مهر خوبان
کانال این وبلاگ

پربیننده ترین مطالب
  • ۳۶۹۱۱ نمایش
  • ۱۵۵۹۷ نمایش
  • ۱۴۸۱۵ نمایش
  • ۳۸۶۶ نمایش
  • ۲۳۳۵ نمایش
  • ۱۸۵۹ نمایش
  • ۱۷۵۵ نمایش
  • ۱۷۹۱ نمایش
  • ۱۴۸۴ نمایش
  • ۱۶ شهریور ۹۳

    چه کسی شیعه است ؟

  • ۱۰۱۷ نمایش
  • ویژگی های شیعه در کلمات امام رضا (علیه السلام )

     

    یابن ابی محمود اذا اخذ الناس یمینا و شمالا فالزم و طریقتنا فانه من لزمنا لزمناه و من فارقنا فارقناه)  عیون اخبار الرضا: 615:1) 

    امام رضا علیه‏ السلام فرمود:   ای پسر ابی‏ محمود! وقتی دیدی مردم به چپ و راست می‏روند و تو ملازم طریقه و روش ما باش زیرا هر کس با ما ملازم و همراه باشد ما با او همراه خواهیم بود و هرکس از ما جدا شود ما نیز از او جدا خواهیم شد.

    ********************

     

    حمیری از حضرت رضا علیه‏ السلام روایت می‏کند که آن حضرت فرمود، امام صادق علیه ‏السلام می‏فرماید:   و الله لا یکون الذی تمدون الیه اعینکم حتی تمیزون و تمحصون ثم یذهب و لا یبقی من کل عشرة منکم و الا الاندر ثم تلا: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین. (آل عمران: 142)

    بخدا سوگند آنچه انتظارش را می‏کشید، و برای وقوع آن، چشم دوخته‏ اید (دولت حق) بوجود نخواهد آمد تا این که آزمایش و گرفتار شوید و از هر ده نفر شما اندکی باقی بماند. خداوند می‏فرماید: آیا چنین پنداشته ‏اید که (تنها با ادعای ایمان) وارد بهشت خواهید شد در حالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران و را مشخص نساخته است؟ 

    در نقل دیگر، این حدیث چنین آمده است: 

    عن الرضا علیه‏ السلام قال: لا یکون ما تمدون اعینکم الیه حتی تمیزوا و تمحصوا فلا یبقی منکم الا القلیل ثم قرأ: الم - احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون (عنکبوت: 2)

    ابن ابی‏نصر می‏گوید: امام رضا علیه ‏السلام می‏فرماید: آنچه چشمهایتان را برای وقوع آن کشیده ‏اید به وجود نخواهد آمد تا این که گرفتار و آزمایش شوید و عده کمی از شما باقی و پایدار بماند. سپس این آیه را قرائت فرمود: الم: آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم و به حال خود رها شوند و آزمایش نخواهند شد؟ 

    ***********************


    //bayanbox.ir/id/2614782912828506177?view


    امام رضا علیه‏ السلام می‏فرماید: عباس بن عبدالمطلب پیش امیرالمؤمنین آمد و گفت: اجازه بده تا برایت از مردم بیعت بگیرم. امیرالمؤمنین فرمود: فکر می‏کنی این کار را بکنند؟ عباس گفت: آری، امیرالمؤمنین فرمود: پس سخن خدا چه می‏شود:  «الم - احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون - و و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکذبین - ام حسب الذین یعلمون السیئات ان یسبقونا ساء ما یحکمون - من کان یرجوا لقاء الله فان اجل الله لآت و هو السمیع العلیم.  (عنکبوت: 1 - 5)   

    «الم - آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم». به  حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد - ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و این‏ها را نیز امتحان می‏کنیم) باید علم خدا درباره کسانی که راست می‏گویند و کسانی که دروغ می‏گویند تحقق یابد؟ آیا کسانی که اعمال بد انجام می‏دهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟ چه بد داوری می‏کنند! - کسی که امید به دیدار خدا و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشید) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرا می‏رسد و او شنوا و داناست.»   حضرت سپس فرمود: کسی که لقای خدا را دوست دارد، اجلش فرا می‏رسد و (و به آرزویش خواهد رسید.) و کسی که با نفس سرکش و شهوات و گناهان مبارزه کند، و توشه برای خودش اندوخته است و خداوند بی‏ نیاز از جهانیان است.

    ***********************

     

    حسن بن شاذان می‏گوید: نامه ‏ای به امام رضا نوشتم و در آن از جفا و ستم مردم واسط نسبت به خودم و این که گروهی از عثمانیان مرا اذیت می کنند، شکایت کردم. 

    امام رضا علیه‏ السلام در جواب نامه به خط خود نوشتند. بدرستی که خداوند بزرگ از دوستان و شیعیان ما در دولت باطل میثاق نامه صبر گرفته است، و پس بر حکم خداوند صابر باش. آن گاه که قائم قیام کند آنان خواهند گفت: وای بر ما چه کسی ما را از گورمان برانگیخت (یس: 52).

    ********************

     

    حسن بن علی خزاز می‏گوید: از امام رضا علیه ‏السلام شنیدم که فرمود: کسی هست که دوستی ما خاندان پیامبر را دستاویز قرار داده و خرابکاری او بر پیروان ما، از زیان دجال بیشتر است. 

    عرض کردم یابن رسول الله: چرا؟   فرمود: برای مهر ورزیدن او با دشمنان ما و ستیزه او با دوستان ما و چون چنین نماید حق با باطل آمیخته شود و امر مشتبه می‏گردد و مؤمن از منافق شناخت نشود.

    *************************

     

    امام حسن عسکری علیه ‏السلام می‏فرماید: هنگامی که مأمون حضرت رضا علیه‏ السلام را ولیعهد خود قرار داد روزی دربان خانه آن حضرت وارد شد و گفت: گروهی آمده ‏اند و اجازه ملاقات می‏خواهند و می‏گویند ما از شیعیان علی بن ابیطالب هستیم. امام رضا علیه ‏السلام فرمود: وقت ندارم، مشغول کارم. آنها را برگردان. دربان پیام امام رضا علیه‏ السلام را به آنها رساند و آنها را برگرداند. دو مرتبه آمدند و تقاضای ملاقات کردند این بار هم اجازه ملاقات به آنها داده نشد و این جریان و رفت و آمد آنها و عدم اجازه ملاقات تا دو ماه طول کشید. تا این که از ملاقات با امام مأیوس شدند و به دربان گفتند: به مولای ما امام رضا علیه‏ السلام بگو از شیعیان پدرت علی بن ابیطالب هستیم و از این که شما به ما اجازه ملاقات ندادید مورد شماتت دشمنان قرار گرفتیم، به خاطر همین برمی‏گردیم، در حالی که به خاطر این پیش آمد، از بازگشت به وطنمان خجالت می‏کشیم و از طرف دیگر از تحمل شماتت دشمنان ناتوان شده‏ ایم. 

    دربان پیام آنان را به امام رضا علیه ‏السلام رساند و امام علیه‏ السلام فرمود: به آنها اجازه بده تا وارد شوند. کاروانیان وارد شده و سلام کردند و آداب احترام به جا   آوردند. ولی امام رضا علیه ‏السلام جواب سلام آنها را نداده و اعتنایی کرد و اجازه نداد که بنشینند و آنان همانطور سرپا ایستادند. به امام رضا گفتند یابن رسول الله! این چه جفایی بود که در حق ما روا داشتید و ما را سبک کردید. دیگر چه آبرویی بعد از این برای ما باقی می‏ماند؟! 

    امام رضا علیه ‏السلام فرمود:این آیه را بخوانید:   ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر (شوری: 30)    هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده ‏اید و بسیاری را نیز عفو می‏کند. 

    به خدا سوگند من کاری در حق شما انجام ندادم جز آنچه خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین و امامان پس‏از او در حق شما انجام داده‏ اند. آنان شما را مورد عتاب و بی ‏توجهی قرار دادند. من هم در این کار به آنها اقتدا کردم. 

    گفتند یابن رسول الله! برای چه؟ فرمود: به خاطر ادعایتان که می‏گویید، شیعیان امیرالمؤمنینیم؟ وای بر شما! (این چه ادعای بزرگی است که می‏کنید) به درستی که شیعیان امیرالمؤمنین حسن علیه ‏السلام و حسین علیه ‏السلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمد ابن ابی‏ابکر بودند، همانها که تسلیم محض اوامرش بودند و ذره ای در عمل به دستوراتش مخالفت و سرپیچی نکردند، ولی شما در بیشتر کارهایتان با او مخالفید، و در بسیاری از واجبات کوتاهی می‏کنید و حقوق بزرگ برادران دینی خود را کوچک می‏شمارید.

    در آنجا که تقیه و پرهیز واجب نیست، تقیه می‏کنید، و آنجا که تقیه حق و لازم است، ترک تقیه می‏کنید. اگر بگویید و از اولیاء و محبان او و دوستدار دوستان او و دشمن دشمنان امیرالمؤمنین هستید از شما قبول خواهم کرد و منکر حرفتان نخواهم شد لکن این ادعای شما که می‏گویید شیعه او هستید ادعای بزرگ و مرتبه والایی است که اگر عملتان، گفتار و ادعایتان را تصدیق و گواهی نکند هلاک و نابود خواهید، شد مگر آنکه رحمت پروردگار شامل حال شما گردد. 

    گفتند: یابن رسول الله! بنابراین، از این ادعای بزرگ و گفتار، از خدا پوزش می‏طلبیم و استغفار می‏کنیم و توبه می‏نماییم و بدانچه مولایمان به ما تعلیم داد قائل می‏شویم و می‏گوییم: ما دوستان شما و دوستدار دوستان شما و دشمن دشمنان شما می‏باشیم. 

    امام رضا علیه‏ السلام فرمود: مرحبا به شما برادران و دوستان من، نزدیک شوید. سپس آنان را دور خود گرد آورد و مورد محبت قرار داد و به دربان فرمود: چند بار اجازه ورود به آنها ندادی؟! دربان گفت: شصت بار.

    امام رضا علیه ‏السلام فرمود: شصت مرتبه پی ‏درپی پیش آنها برو و بر آنها سلام کن و سلام مرا هم به آنها برسان چون به سبب توبه و استغفار، گناهانشان محو و نابود شد و به خاطر محبت و دوستی که با ما دارند، مستحق کرامت و بزرگداشت می‏باشند. از حال آنها و احوال خانواده‏ هایشان تفقد کن و به امور آنان برس و در حق آنان خوبی کن و مشکلاتشان را برطرف ساز .

    ******************

     

    محمد همدانی می‏گوید: از حضرت رضا علیه‏ السلام شنیدم که می‏فرماید: هر کس شخص معصیت کاری را دوست بدارد، او خود معصیت کار است. و هر کس مطیعی را دوست بدارد او مطیع است، و هر کس ستمکاری را یاری نماید خود ظالم است، و هر کس عادلی را پشتیبانی نکند، خود ستمکار است، آری میان خدا و احدی خویشی نیست و هیچ کس به ولایت و دوستی خداوند نرسد مگر از راه طاعت. رسول خدا صلی الله علیه و آله به فرزندان عبدالمطلب فرمود: با اعمال نیک خود نزد من آیید نه با نسبهای خود، و خداوند متعال فرماید:   «فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون - فمن ثقلت موازینه فاولئک هم المفلحون - و من خفت موازینه فاولئک الذین خسروا انفسهم فی جهنم خالدون» (مؤمنون: 101 - 103)  چون در صور دمیده شود، نسبها در میان نباشد (خویشی به کار نیاید) و از آن نپرسند، پس آنان که میزان سنجش اعمالشان افزون باشد، آنان رستگارند، و آن کسانی که میزان اعمالشان سبک باشد، اینانند که زیان داده‏ اند خود را و در دوزخ جاودان ماندگار باشند.  عیون اخبار الرضا -ج2ص574

    ********************

     

    محمد بن ابی‏ نصر بزنطی، یکی از اصحاب و یاران و حضرت رضا می‏باشد.وی فردی دانشمند، فقیه و محدث و مورد توجه و عنایت حضرت رضا علیه‏ السلام بود. او می‏گوید: 

    امام رضا علیه ‏السلام در نامه‏ای به من چنین نوشت: به درستی که شیعه ما کسی است که از ما متابعت کند، و مخالفت ما را نکند و در هنگام ترس ما ترسناک در هنگام آرامی و امنیت ما آرام باشد. خدا می‏فرماید: اگر نمی‏دانید از دانایان و آگاهان بپرسید. (نحل: 43) چرا از هر گروهی از آنان طایفه ‏ای کوچ نمی‏کند، تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند. (توبه: 122) بنابراین سؤال کردن و رجوع به ما بر شما واجب است . تفسیر عیاشی ج2ص117

    ************************

     

    عن ابی‏الحسن الرضا علیه ‏السلام قال:   شیعتنا المسلمون لأمرنا الآخذون بقولنا المخالفون لاعدائنا و من لم یکن کذلک فلیس منا.

    امام رضا علیه‏ السلام فرمود: شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم امر ما و گفته ما، و مخالف دشمنان ما باشند و کسی که چنین نباشد شیعه ما نیست. 

    **********************

     

    عن الرضا علیه ‏السلام قال:   من واصل لنا قاطعا او قطع لنا واصلا او مدح لنا عائبا او اکرم لنا مخالفا فلیس منا و لسنا منه.  از امام رضا علیه ‏السلام روایت شده که فرمود: کسی که ارتباط برقرار کند با کسی که با ما قطع رابطه کرده و یا قطع رابطه کند با کسی که با ما رابطه برقرار نموده، یا مداح کسی باشد که از ما عیبجویی می‏کند، یا مخالف ما را اکرام نماید، از ما نیست، و ما از او نیستیم. 

    *********************

     

    عن الرضا علیه ‏السلام قال:  من والی اعداء الله فقد عادی اولیاء الله و من عادی اولیاء الله فقد عادی الله تبارک و تعالی و حق علی الله عزوجل ان یدخله نار جهنم .

    از امام رضا علیه ‏السلام روایت شده است که فرمود: کسی که دشمنان خدا را دوست بدارد، در حقیقت دشمن دوستان خداست و کسی که با دوستان خدا دشمنی کند، حتما دشمن خدای بزرگ است، و بر خدا حق و واجب است که او را در آتش جهنم وارد کند. مسند ج1 ص235.

    ************************

     

    احمد بن عمر و حسین بن یزید می‏گویند: خدمت حضرت رضا علیه ‏السلام رسیده عرض کردیم: ما از گشایش روزی و طراوت زندگی برخوردار بودیم اینک و ضعمان اندکی فرق کرده است، دعا کنید. خداوند نعمت سابقمان را بازگرداند، امام رضا علیه‏ السلام در پاسخ آنها فرمود: شما چه می‏خواهید؟ می‏خواهید پادشاه باشید؟ دوست دارید مثل طاهر (ذوالیمینن فرمانده لشکر مامون) و هرثمه (سردار معروف قشون) بوده باشید ولی برخلاف مسلکی که دارید (مذهب تشیع) مسلک دیگری داشته باشید؟ گفتیم نه، به خدا سوگند دوست نداریم و دنیا و هم ثروت و زر و سیم آن از ما باشد و مذهبی غیر از این، داشته باشیم، فرمود:  خداوند می‏فرماید:  ای آل‏ داوود سپاس بگذارید و اندکی از بندگان من شاکرند (سبا: 13) 

    به خدا خوش گمان باشید، هر که به خدا خوش گمان باشد، مطابق گمانش با او رفتار می‏کند، و هر که روزی اندک را بپذیرد خدا عمل اندکش را قبول فرماید، و هر که به حلال کم، راضی شود و هزینه‏ اش سبک گردد و عائله ‏اش رفاه یابند و خداوند درد و درمان دنیا را به او بنمایاند، و او را سالم از دنیا به بهشت منتقل سازد .

    **********************

    از سایت فلاح

    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۱۶

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی